تبليغاتX
هیچی!

هیچی!

قدیما...

خونه مادربزرگه، چوبین، رامکال، خانواده آقای ارنست، سرندی پیتی، حنا دختری در مزرعه، مورچه و مورچه خوار، زبل خان، مورچه سیاه، خرس کوهستان، بی خانمان، مهاجران، جهانگرد کوچولو، واتو واتو، وودی وود پیکر، عصر حجر، ملوان زبل، جیمبو، بچه های کوهستان آلپ، پت و مت، پلنگ صورتی، پسر شجاع، سگ آقای پتیبل، زومبه، لولک و بولک، لوسی، لوک خوش شانس، نیک و نیکو، ممول، بل و سباستین...

یادتونه؟ چه دورانی بود. کارتونهای اونروزا رو که با این روزا مقایسه می کنم میبینیم گرچه قدیما کارتونا زرق و برق امروزیا رو نداشت اما دیدنشون ارزش داشت خیلی شیرین بود. یادمه با چه ذوقی صبر میکردم تا یه قسمت جدید از این کارتونا رو نشون بده. اما کارتونای امروز فقط زرق و برق داره ... توخالیه

بد نیست آدم توی خاطرات گذشته ش اینجور چیزا هم یادش بیاد. نه؟ راستی شماها دیگه اسم کارتون دیگه ای یادتون میاد از قدیما؟ بهم میگین؟

مورچه سیاهواتو واتوممول

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 14:15  توسط سکوت  | 

یه پست عجیب!

خیلی دوستش دارم. صداش دیوونم میکنه. اسمش سیاوشه! داشتم به صداش گوش می دادم. دعوتم می کرد به تصور کردن. می گفت: تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته ...! دیدم حتی تصورش رو هم نمی تونم بکنم. رفتم سراغ ترانه بعدی. می گفت گریه کن گریه قشنگه...! دیدم حتی گریه هم نمی تونم بکنم! خیلی جالب و سخته! آدم حس های خیلی عجیبی داره. تصور کن دلت پره ولی نمی تونی گریه کنی! آرامش ...!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 12:58  توسط سکوت  |